
گریان و خسته ام ، دنیای بیوفا / من غم نمیخورم ، غم میخورد مرا
چنان دلگیرم از دنیا، که خود را هم نمیخواهم/ به این زخم دلخونین، دگر مرهم نمیخواهم/ همه نامهربانند، در این دنیای نا تزویر/ چنین شد حاصل عمرم، که جز مرگم نمیخواهم
دلم گرفته آسمون، نمیتونم خنده کنم/ شکنجه میشم از خودم، نمیتونم شکوه کنم/ انگاری کوه غصه ها، رو سینه من اومده/ آخ داره باورم میشه، خنده به ما نیومده
خدایا مانده ام تنها میان اشکهایم، خدایا اجابت کن آن دعایم
هیچکس با من در این دنیا نبود، هیچکس مانند من تنها نبود/ هیچ کس دردی ز دردم بر نداشت، بلکه دردی نیز بر دردم گذاشت/هیچ دردی را نکرد از من دوا، جز خدای من خدای من خدا(سهراب)


